غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
104
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
وجهى ساخته و پرداخته شد كه هرصباح پرتو نير اعظم از نقبهء قبه بالا بر سطح عتبه ميافتاد و درج و دقايق حركت وسط آفتاب و كيفيت ارتفاع در فصول اربعه و مقادير ساعات از آنجا معلوم مىگشت و صورت كرهء زمين و تقسيم ربع مسكون بر اقاليم سبعه و طول ايام و عرض بلد و هيأت جزاير و بحار چنان روشن و مبرهن گرديد كه هيچچيز مشتبه نماند و بواسطهء اختلاف حركت اوج آفتاب ميان زيج ايلخانى و زيجات پيشين در طالع سال تفاوت فاحش ظاهر گشت و هنوز عمارت رصد ناتمام بود كه كوكب طالع هلاكو خان بقاطعى رسيده اجل موعود از مرصد تقدير كمين بگشاد و چون هلاكو خان را بعمارت ميل بسيار بود در ايام دولت خود در آله تاق قصرى رفيع ساخت و در حوالى آران و آذربايجان بتخانهاى بزرگ طرح انداخت و در اواخر اوقات حيات بيشتر از پيشتر خود را به تعمير مواضع مشغول ميداشت اما از تمشيت امور مملكت نيز غافل نبود و چون آثار رشد و نجابت در ناصيهء پسر بزرگتر خويش اباقا خان مشاهده نمود نام حكومت ممالك عراق و مازندران و خراسان را تا كنار جيحون در كف كفايت او نهاد و منصب ولايت عهد را نيز به او داد و ضبط و ربط ديار آران و آذربايجان را بولد ديگر خود يشموت رجوع فرمود و ايالت ديار بكر و ديار ربيعه را در عهدهء امير تودان كرد و مملكت روم را بمعين الدين پروانه سپرد وزارت هلاكو خان در بيشتر اوقات تعلق بخواجه سيف الدين تپكجى ميداشت و در اوايل محرم سنهء احدى و ستين و ستمائه كه هلاكو خان متوجه رزم بركه خان بود در منزل شابران جمعى از مقرران نسبت بخواجه سيف الدين و خواجه عزيز كه عامل گرجستان بود و خواجه مجد الدين تبريزى سخنان بعرض نواب ايلخان رسانيدند و هلاكو بپرسش آن يرغو فرمان فرموده بعد از ثبوت گناه هرسه خواجه بياسا رسيدند آنگاه منصب وزارت من حيث الاستقلال بقدوهء اصحاب قلم و ملاذ ارباب كمال خواجه شمس الدين محمد جوينى تعلق گرفت و ايالت دار السلام بغداد ببرادر خواجه شمس الدين محمد خواجه علاء الدين عطا ملك جوينى كه تاريخ جهانگشاى تصنيف اوست سمت انتساب پذيرفت و خواجه شمس الدين محمد از اولاد امجاد زبده حاويان كمالات نفسانى عبد الملك جوينى بود و اباعن جد مناصب بلند و متقلد مراتب ارجمند و جد نامدارش كه ايضا شمس الدين نام داشت مستوفى ديوان سلطان محمد خوارزمشاه بود و در زمان سلطان جلال الدين مينكبرنى نيز به همان كار مشغولى مىنمود و پدر بزرگوارش خواجه بهاء الدين محمد در ملازمت سلاطين مغول به همان منصب منصوب گشت و مشكور السعى و الاثر درگذشت و چون هلاكو خان منصب وزارت را بخواجه شمس الدين محمد كه نزد مورخان مشهور است به صاحب ديوان تفويض نمود بنابر كمال مكارم اخلاق و محاسن شيم ابواب ظلم و ستم مسدود گردانيده در باب عدل و كرم بر روى روزگار خلايق ايران برگشود و در تمشيت مهم وزارت و رواج و رونق درگاه سلطنت بنوعى سعى و اهتمام كرد كه اگر آصف برخيا زنده مىبود شرط متابعتش بجاى مىآورد و با وجود كفر حكام و سلاطين در محافظه دين متين و تقويت شرع سيد المرسلين صلى اللّه عليه و سلم كمر جد و اجتهاد برميان بست و از رعايت اصحاب علم و